عبد الحي حبيبى

627

تاريخ افغانستان بعد از اسلام ( فارسى )

263 ه 876 م تعلق دارد و معلومست كه اين لباس بين سيستانيان شهرت داشت . و حتى يكى از اخلاف آل صفار سيستان ، ليث بن على بن ليث برادرزادهء يعقوب ( 296 / 299 ه ) مشهور بود به شير لباده ، كه روز جلوس خود لبادهء سرخ پوشيده بود . « 1 » بقول بشارى : مردم سند و مكران موى دراز مىمانند ، و كرته ( قرطق معرب و كرتى پنبتو ) مىپوشند ، و مانند هندوان گوشها را سوراخ كنند ، و چادر را هم جز تجار و مشايخ ايشان پوشند ، اما موزه كمتر دارند . و اهل ملتان دستارها را زير چانه نيندازند . « 2 » و لباس مسلمانان و پيروان اديان ديگر در جنوب مملكت تا كرانها بحر يكسان بود ، از اروتنبان و در مناطق حاره لنگ هم مستعمل بود . پيراهن و رداء و ديگر انواع پوشيدنيهاى مردم پارس و عراق را هم پوشيدندى . « 3 » اما در شمال خراسان و سرزمين‌هاى ماوراى آمويه لباس‌هايى كه با اقليم و هواى آنجا سازگار باشد رواج داشت ، و در بخارا هم مانند ساير ماوراء النهر كلاه و قبا پوشيدندى ، و لباس مردم خوارزم كرته و كلاههاى كج بوده كه اين كلاه به كجى خود خصوصيتى داشت . « 4 » در اوايل عصر اسلامى در سرزمين قندهار ( وادى هيرمند و ارغنداب ) كلاههاى درازى رواج داشت . و چون بعد از سنه 44 ه 664 م عباد بن زياد از سيستان برين سرزمين بتاخت و قندهار را بدست آورد ، مردم اينجا كلاههاى دراز داشتند ، و عباد نيز به تقليد آن كلاه پوشيد و چون رواج يافت ، مردم آن را عباديه گفتند . « 5 » اين نوع كلاههاى دراز تا جنگ استقلال در قندهار رواج داشت و در پنبتو « تپش » گفتندى ، و شكل كلاه بمنزلت هرم كوچكى بود ، كه راس آن بسيار تيز بودى ، و سطح بيرونى آن را با گلابتون زردوزى كردندى ، و در بين آن فتيله‌هاى پنبه نهادندى ، تا نيك سخت و محكم گردد .

--> ( 1 ) - تاريخ سيستان 284 ( 2 ) - احسن التقاسيم 482 ( 3 ) - اصطخرى 177 ( 4 ) - ابن حوقل 2 / 490 و 481 ( 5 ) - فتوح البلدان 532